عشق بازی اطلسی

./ پندارم لغزید ... آرام بر ساحل رنگین نگاهت.

 

   باغی دیدم سراسر شکوفه.  قصد کردم مشامم را سیراب کنم

 

   روخانه ای جلوی پایم صف کشید. چمن ها قد راست کردند

 

   درخت ها رخت جنگ پوشیدند...

 

   اما ....من , تنها یک دل سیر بوئیدن قصد کردم  !!!

 

  شعاع  طلایی آفتاب را دیدم , آویخته از یک چنار

 

    هراس فرار , چشمهایم را برهم نهاد ...

 

   هیچ نخواستم ....هیچ

 

   امایک تبسم تو , عقل را در رود خاطره ها شست و برد و...

 

    بعد از آن بود که باد داغ برهوت تنم را سوزاند ...

 

   تا انتهای وجودم همه ی غنچه های ناشکفته را سوزاند

 

   سوزاند و خاکستر کرد .

 

   از میان آن خاکستر , بال بال , سیمرغی سر بر آورد.

 

   پنداشتم قله قاف را مقصد است ...آری بود ... اما بی من ..

 

   حتی پری به یادگار نماند که پرواز را زمزمه کند .

 

   دراین وهم و پندار , یقین حاصل کردم که هیچ چیز

   

    از آن من نیست.. من از آن من نیستم ...

 

   نور وگل وباغ از آنم نیست

 

   به سهم خود, اندازه خود , از آن می چشم , می بویم ,....

 

   برای آنکه بفهمم , هستم .

 

   هستی , که هستی اش هم از من نیست

 

   روح از من نیست , ستاره از من نیست .

 

   چه کسی از آن من است , اگر من , از آن خود نیستم ؟؟؟

 

   به قدر پرواز روح , با اطلسی عشق بازی میکنم ....

 

   اما نه اطلسی از آن منست , نه عشق , نه هوس عشق ....

 

   نیستم که نیستی از آنم باشد ....

 

   چگونه خواستم , خواست تو , از آن خواست بی منی

 

    چون من باشد ؟؟؟

/ 129 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هزاران گنج

من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد چشمها را باید شست جور دیگر باید دید واژه ها را باید شست واژه باید خود باد واژه باید خود باران باشد چتر ها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید دید سهراب سپهری[گل][گل][قلب][قلب][قلب]

محمد حسین

با یاد تو این ستاره ها رنگی بود این دفتر خاطرات من سنگی بود از درس کلاس عاشقی سهمم باز یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود

محمد حسین

با یاد تو این ستاره ها رنگی بود این دفتر خاطرات من سنگی بود از درس کلاس عاشقی سهمم باز یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود

Venus

بدو بیا.................

حـس خـوب

سلام وبلاگ قشنگی دارین لینکتون کردم[گل]

A.hassanpour

سلام. آهنگ "محال " ابی واقعا شنیدنیست... سلیقتون عالیه. بهتون تبریک میگم .... با یه پست جدید آپم .. با افتخار دعوتین [گل][گل]

مهسا

سلام.وبلاگ قشنگی دارین.خوشحال میشم به منم سربزنین.اگه باتبادل لینک موافقین خبر بدین ممنون

مهرشاد

سلام .خوشحالم از اینکه نوشته هایتان رنگ میگیرند .

بهشت و جهنم

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت...