بوسه

./ دستام و لمس کرد ,دستش رو دور بازوهام حلقه کرد ...داغ بود !

   گرما ازدستم گذشت وودرونم و گرم کرد , مث آتیش شومینه .

   تماس لبهاش رو گونه هام  گیجم کرد , قلبم وایساد , یه حسی داشت منو

   به طرفش میکشید , باتموم وجودم

 

انقدر سریع اتفاق افتاد که نفهمیدم کدوم لحظه تو آغوشش غرق شدم ,

انقدر تند وسریع که متوجه نشدم چی داره اتفاق می افته ....

معلق تو این خلا’ .... پرواز می کردم ....

گیج ومبهوت  از این پرواز و لذتش .... وگم شدن چند ثانیه از زندگیم

وپیوندش به خاطرم

نمیدونم رویام به واقعیت تبدیل شده بود یا واقعیت به رویام ..........

 

تا خواستم حرف بزنم , طعم گس و شیرین یه خواب و , روی لبهام حس کردم ....

یه داغی تلخ و ناب

حلول یه روح تازه تو وجودم

انگار تموم وجودم خالی شد و از یه چیز دیگه  پر شد

یه خلا رویایی

تو این سیال لذت غوطه ور شدم  و خودمو گم کردم ......

هیچوقت بعدش پیدا نشدم ..... موندم تو اون ژرفای گنگ

گرم و سرمست دستامو گرفت

تو آغوشش خزیدم

بوسیده شدم

بوسیدم

نمیتونم فرورفتن به این خلسه رویایی و وصف ناپذیر رو که فقط در لحظه

میتونی درکش کنی , به زبون بیارم  فقط میدونم که یه خلسه بوده و رویایی

حتی نمیتونم  لذت ثانیه هاشو تو ذهنم تجسم کنم .....

 

/ 139 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعیده

یک زن اگر بخواهد حتی میتواند با صدایش تو را در آغوش بگیرد ...

tnt

به ته سیگار هایتان احترام بگذارید! نیندازیدشان زیر پا، چرا آدم ها عادت دارند، هر که به پایشان سوخت را، می اندازند زیر پا...؟

علی

سلام چندوقته نیستی.

گلسا

از هیچکس برای چیزی انتظاری نداشته باش، انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات عشق بورز … خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و … قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن … قبل از اینکه بنویسی » فکر کن قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش قبل از اینکه دعا کنی » ببخش قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن قبل از تنفر » عشق بورز زندگی این است … احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر … “ویلیام شکسپیر”

علی

سلام خیلی وقته سرنزدی. غصه ی دوری دلدار مرا پیرم کرد غم هجران نگارم ز جهان سیرم کرد گریه کردم ز فراغت گل من باور کن که مرا غربت این شهر زمین گیرم کرد . . .

دلبرگ

سلام من آپم... زود بیایا! منتظرم حسابی[نیشخند]

گلسا

آرام باش.... توکل کن.... تفکر کن.... سپس آستین ها را بالا بزن.... آنگاه.... دستان خدا را میبینی که زود تر از تو دست به کار شده اند....

گلسا

گاهی نه گریه آرامت می کند و نه خنده نه فریاد آرامت می کند و نه سکوت آنجاست که با چشمانی خیس رو به آسمان میکنی و میگویی : من فقط تورو دارم !

سید مجتبی محسن زاده

درود بي پايان بر شما دوست خوبم با شعرم*بانوی عشق* دعوتيد به اشعار عاشقانه در انتظار قدومتان هستم.[گل]

فائزه

خيلي قشنگ وصفش كردي ولي واااااااي به روزي كه بره وپشت سرشو نگاه نكنه تو بموني وبا يه تن سرد و بي روح و پر از خاطره....واقعيت زندگي اينه